مارتین بلومفیلد در این مقاله میگوید:
کسانیکه من رو میشناسند میدانند که من در کودکی به طرق ویژه و متفاوتی بند کفشها و دگمههایم را میبستم، دندانهایم را مسواک میزدم، در بالا و پایین رفتن از پلهها مشکل داشته و ماهر نبودم، از لبه جدول میافتادم، مرتبأ اشیاء از دستم میافتاد، مثل اکثر مردم و بهصورت نرمال مهارت خوردن و نوشیدن نداشتم و به دفعات موقع خوردن و آشامیدن دهانم را گممیکردم و چقدر لیوان و فنجان میشکاندم!
در کودکی نمیتوانستم صاف و روی خط مستقیم راه بروم و مرتب تلوتلو میخوردم، بهطوریکه بزرگترها من را میگرفتند. و حتی نمیتوانستم صداهای خاص و حتی اسم فامیلی خودم را به وضوح تلفظ کنم.
وقتی کودکی با بستن بند کفشهایش، خوانا نوشتن،صاف ایستادن موقع ورزش و … مشکل داشته باشد، احتمالا بهعلت عدم تلاش یا دست وپا چلفتی بودن مورد مواخذه قرارگرفته و اخراج میشود. ولی برای حدود پنج درصد از کودکان انگلستان این مشکلات ناشی از اختلال تکاملی است که تحت عنوان DCD یا اختلال هماهنگی تکاملی یا Dyspraxia شناخته میشود.
طی یافته های جدید مشخص شده که این مشکل بهشدت زندگی این کودکان را در خانه و مدرسه و نیز در آینده تحت تاثیر قرار میدهد.
بههمراه همکارانم در یک تحقیق ملی بر روی بیش از ۲۴۰ خانواده انگلیسی دریافتیم که چقدر خانوادههای این کودکان با واقعیات سختی مواجه هستند.
علیرغم اینکه شیوع این اختلال در کودکان درحد ADHD و درحدود ۵ درصد میباشد، متاسفانه این مشکل بهعلت عدم تشخیص بهخوبی درک نشده و درحد کافی مورد حمایت قرار نگرفته است.
در همین رابطه خانوادهها از انتظار تقریبا سه ساله جهت تشخیص، گلهمند بوده و با اینکه یک پنجم این کودکان علائم واضح DCD را دارا بودند، هنوز فرایند تشخیص آنها شروع نشده بود.
براساس این تحقیق مشخص شد که مشکلات حرکتی کودکان مبتلا به DCD میتواند زندگی روزمره، بهداشت روان و سلامتی آنها را تحت تاثیر قرار بدهد.
این کودکان بهصورت روزانه با چالشهای فیزیکی در زمینه خوردن، لباس پوشیدن، نوشتن و قیچی کردن مواجه هستند. این مشکلات نه فقط موجب ناراحتی،بلکه باعث خستگی مضاعف، آزردگی خاطر و محرومیت و دوری از اجتماع میگردد. درمقایسه با میانگین اجتماعی کودکان مبتلا به DCD درحدود۳۶ درصد در فعالیتهای حرکتی و فیزیکی کمتر مشارکت داشتهاند.
بسیاری از والدین از تأخیر در مشارکتهای ورزشی کودکانشان نگران بوده و آن را پایه گذار عادات غیرعادی و مشکل سلامتی کودک در طول زندگیشان میدانند.
طبق نظر نود درصد والدین این کودکان، عوارضی مانند اضطراب، اعتماد بنفس پایین و احساس انزوا و مشکلات عاطفی نسبت به همسالانشان بسیار شایعتر است.
DCD عارضهای است که در طول زندگی مشاهده شده و با افزایش سن ازبین نمیرود و درحال حاضر درمان قطعی ندارد. اگرچه با اقدامات درست، خیلی از این کودکان میتوانند استراتژیهایی را جهت مدیریت مشکلات و بهبود تکامل خود توسعه دهند.
مداخلات زودهنگام، درمانهای متناسب بخصوص کاردرمانی و فیزیوتراپی و اقدامات تطبیقی آموزشی در ایجاد اعتماد بنفس، استقلال و کیفیت زندگی بهتر این افراد نقش بسزایی دارد.
🧠 براساس یافتهها و تصویر برداریهای MRI مناطق مغزی درگیر در DCD میتواند یک یا چند ناحیه از نواحی مغزی زیر باشد:
مخچه، هستههای قاعده مغز، لوب گیجگاهی و بخشی از لوب پیشانی بهنام اوربیتوفرونتال و ناحیه خلفی جانبی ناحیه پیشپیشانی
cerebellum, basal ganglia, parietal lobe, and parts of the frontal lobe (medial orbitofrontal cortex and dorsolateral prefrontal cortex)
علی قاسمزاده مسئول کاردرمانی شرق

